آناتومی

آناتومی بدن انسان :

به ساختار بدن موجودات زنده آناتومی گفته می شود. آناتومی سابقه ی چند هزار ساله داشته و قدمت آن به زمان های بسیار قدیم می رسد.

معنی دقیق تر آناتومی عبارتست از مطالعه ساختار بدن و ارتباط آن با اعمال قسمت های مختلف آن ساختار.

در بررسی آناتومی ،چنانچه بررسی با چشم غیر مسلح صورت گیرد آن را کالبد شناسی درشت بین (MACRO ANATOMY)گویند و اگر با کمک میکروسکوپ انجام گیردآنرا کالبد شناسی ریز بین (MICRO ANATOMY)یا بافت شناسی HISTOLOGYگویند.

سیستم های بدن انسان :

بدن انسان از 11 سیستم تشکیل شده است :

  • سیستم های پوستی شامل پوست ،مو ،ناخن و…
  • سیستم های اسکلتی
  • سیستم های عضلانی
  • سیستم های لنفاوی
  • سیستم های تنفسی
  • سیستم های گوارشی
  • سیستم های عصبی
  • سیستم های اندو کرین که کار تنظیم و تولید هورمون ها را برعهده دارد.
  • سیستم قلب و عروق
  • سیستم مثانه
  • سیستم تناسلی

با اینکه این سیستم ها اسامی مختلف دارند همگی در تعامل با یکدیگر هستندیعنی همراه یکدیگر کار می کنندو به هم وابسته هستند.

دستگاه اسکلتی یا سیستم اسکلتی بدن انسان:

دستگاه اسکلتی از مجموع مفاصل و استخوان ها تشکیل شده است که از طریق عضلات اسکلتی یا ماماهیچه های مخطط دراعمال حرکتی دخالت می کنند.

وظایف مهم سیستم اسکلتی در موجوداتی چون انسان عبارتند از:

1-افزایش ثبات و حمایت بدنی

2-محافظت از قسمت های چون مغز و اندام های داخل

3-تسهیل حرکات به واسطه مفاصل که به کمک عضلات صورت می گیرد .

4-تشکیل سلول هلی خونی یا خون سازی (Hematopoiesis)

5-هموستاز مواد معدنی (Mineral Homeostasis)

6-ذخیره چربی و مواد معدنی

استخوان بندی بدن انسان:

 استخوان بندی قالب بدن انسان را تشکیل می دهد. آشنایی با اسامی ،شکل ها وموقعیت استخوان ها به ما کمک می کند تا به ویژگی های اناتومیکی و فیزیو لوژیکی دستگاه ها و اعضا دیگر آشنایی پیدا کنیم ، برای اطلاع از چگونگی به وجودآمدن حرکات به وسیله عضلات لازم است که استخوان مارا که عضله ها به آن ها متصل هستند را بشناسیم.

برای مثال کارایی دستگاه تنفسی به مقدار زیادی به ساختار طبیعی استخوان ما بستگی دارد،استخوان های حفره بینی مسیری را به وجود می آورند که رطوبت و گرمی هوای تنفسی کمک می کند یا استخوان های قفسه سینه با شکل ویژه خود به نحوه ای قرار دارند که فضای این قفسه هنگام تنفس به خوبی منبسط م یشود .

انسان ها در بدو تولد 270 قطعه استخوان در بدن دارند اما در بزرگسالی و در پی ترکیب برخی استخوان ما با یکدیگر مجموع استخوان های بدن انسان به 206 استخوان می رسد.

در بدن انسان دو نوع اسکلت وجود دارد:

استخوان بندی درونی (Endoskeleton)

استخوان بندی بیرونی (Exoskeleton )

استخوان های سر :

استخوان های سر از نوع استخوان های پهن هستند اسکلت سر شامل دو نقش جمجمه و صورت است .

جمجمه محفظه ای استخوانی است که از مغز محافظت می کندجمجمه از 22قطعه استخوانی تشکیل شده که از این تعداد 8 استخوان مربوط به سر و 14استخوان مربوط به صورت می باشد .

استخوان های سر شامل :

  • استخوان های پیشانی در قسمت جلوی  کاسه سر قرار گرفته که شامل دو صفحه 1(صفحه عمودی که پیشانی را می سازد 2(صفحه افقی که سقف کاسه چشم را تشکیل می دهد.
  • استخوان پس سری که در پشت و زیر جمجمه قرار دارد این استخوان ها سوراخی بیضوی دارند که از آن راه مغز با نخاع مربوط می شود .
  • دو استخوان های آهیانه  ای که در دو طرف بالای جمجمه قرار می گیرد که سقف و طرفین کاسه سر را می سازند .
  • دو استخوان گیجگاهی که در قسمت ها ی طرفی و قاعده سر قرار دارد .اعضای شنوایی در ضخامتد این استخوان وا قعند .5- استخوان پروانه ای که کف جمجمه را تشکیل می دهد که در مجموع شبیه به پروانه یا شب پره است .
  • استخوان غربالی اینه استخوان در قسمت قدامی کف کاسه سر واقع  است و شامل یک صفحه افقی که قسمتی از سقف حفره بینی را می سازد و دارای سوراخ های ریز متعددی است که محل عبور رشته های اعصاب بویایی می باشد و یک صفحه ی عمودی بخشی از تیغه ی بینی یا دیواره بین را تشکیل می دهد .

استخوان های صورت :

  • دو استخوان گونه ای
  • دو استخوان بین ی
  • دو استخوان فک بالایی
  • دو استخوان کام ی
  • دو استخوان اشکی
  • دو استخوان شاخک تحتانی بینی
  • استخوان های فک تحتانی
  • استخوان های فیش

دستگاه جنسی زنانه :

 دستگاه جنسی زنانه شامل اندام های تناسلی داخلی و خارجی و پستان میشود.

 اندام های تناسلی داخلی که در داخل حفره ی لگن قرار دارند عبارتنداز: تخمدان ها، رحم، لوله های رحمی و واژن و اندام های تناسلی خارجی که در سطح پایین لگن و بین ران ها قرار دارند، عبارتند از مونس پوبیس، لب های بزرگ و کوچک، دهلیز واژن و کلیتوریس.

مجموعه اندام های تناسلی خارجی زنانه فرج نامیده می شود.

اندام های تناسلی داخلی زنانه:

 تخمدان: تخمدان ها،غدد جنسی زنانه و معادل بیضه درمرد هستند و کار اصلی آن ها تولید سلول های جنسی و ترشح هورمون های جنسی زنانه است .تخمدان ها یک جفت عضو کوچک بادامی شکل به ابعاد تقریبی 1×9×5/1سانتی متر هستند و دارای دو سطح داخلی و خارجی، دو کنار جلویی و پشتی و دو انتهای بالایی و پایینی هستند .چند رباط و چین صفاقی،تخمدان ها را در دو طرف رحم و در عقب و پایین لوله های رحمی، در مجاورت دیواره ی طرفی لگن کوچک در گودی کم عمقی به نام حفره ی تخمدانی نگه می دارند یک چین صفاقی به نام بند تخمدان یا مزوواریوم کنار جلویی تخمدان را به لایه ی پشتی رباط پهن رحم متصل می کند، چین صفاقی دیگری به نام رباط آویزان کننده ی تخمدان،از انتهای فوقانی آن به دیواره ی طرفی لگن کوچک امتداد می یابد که از لابه لای آن عروق و اعصاب تخمدان عبور می کنند، و بالاخره یک توده ی لیفی به نام رباط تخمدانی ازانتهای پایینی تخمدان به کنار طرفی رحم امتداد می یابد . لایه ی پوششی نازکی به نام لایه ی زاینده،سطح تخمدان را می پوشاند که این لایه از نظر جنینی معادل صفاق احشایی است . تخمدان فاقد صفاق احشایی است،به عبارتی تنها اندام واقعاً داخل صفاقی بدن می باشد. خون رسانی تخمدان به وسیله ی یک جفت شریان از آئورت شکمی به نام شریان تخمدانی و نیز شاخه های کوچکی از شریان های رحمی انجام می گیرد. خون وریدی تخمدان از طریق وریدهای تخمدانی در سمت چپ به ورید کلیوی چپ و در سمت راست مستقیماً به بزرگ سیاهرگ زیرین و لنف تخمدان ها به گره های لنفاوی مجاور آئورت شکمی تخلیه می شود.

عصب دهی تخمدان ها نیز به وسیله ی رشته های سمپاتیک سگمان های نخاعی سینه ای دهم و یازدهم عبور می کنند و بالاخره یک توده ی لیفی به نام رباط تخمدانی از انتهای پایینی تخمدان به کنار طرفی رحم امتداد می یابد.

رشته های سمپاتیک سگمان های نخاعی سینه ای دهم و یازدهم انجام همزمان با تشکیل تخمدان ها، در ابتدای دومین ماه جنینی،تعداد زیادی سلول های جنسی هم تشکیل می شود که در اواسط دوره ی جنینی تعداد آن ها به حدود6 میلیون عدد می رسد.

اکثر این سلول ها تخریب و حذف می شوند.

 به طوری که تخمدان های یک نوزاد دختر در هنگام تولد حدود هفتصد هزار تا دو میلیون عدد سلول جنسی دارند که در زمان بلوغ فقط حدود چهار صد هزار عدد از آن ها باقی می ماند .

در داخل تخمدان ،هر سلول جنسی به وسیله ی یک لایه از سلول های کوچکی به نام سلول های فولیکولی احاطه می شود که پشتیبانی سلول جنسی را به عهده دارند و از آن محافظت می کنند  مجموعه ی یک سلول جنسی سلول های فولیکولی اطراف آن یک فولیکول نامیده می شود.

سلول های جنسی پس از چند تقسیم میتوز در همان مراحل اولیه ی زندگی جنینی وارد تقسیم میوز می شوند به این ترتیب هر سلول جنسی به چهار سلول تقسیم می که هر یک فقط نیمی از ماده ی ژنتیک سلول های پیکری را دارد.  هر چند سلول های جنسی زنانه ی موجود در تخمدان،در مرحله ی جنینی وارد تقسیم میوز می شوند، ولی این تقسیم تحت تأثیر عوامل مهار کننده ی مترشحه از سلول های فولیکولر در مرحله ی اول متوقف شده هسته ی سلول،به همان صورت باقی می ماند.

پس از بلوغ،مکانیسم فیزیولوژیک پیچیده ای فعال می شود که تحت کنترل ترشحات بخش های مهمی از سیستم عصبی مرکزی و سیستم غدد درون ریز مانند هیپوتالاموس و هیپوفیز می باشد .

این بخش ها با واسطه ی هورمون هایی که ترشح می کنند موجب رشد فولیکول و فعال شدن شدن تقسیم میوز در سلول جنسی آن می شوند .فعالیت سیستم های عصبی و غدد درون ریز و تأثیر آن ها بر تخمدان ها پس از بلوغ به صورت یکنواخت و مداوم نمی باشد و از یک نظم زمانی دقیق با تناوب تقریباً یک ماهه تبعیت می کند .

به این ترتیب پس از بلوغ ،در هر ماه چند سلول جنسی که در دوره ی جنینی در مراحل اولیه میوز متوقف شده بودند مجدداً تحت تأثیر ترشحات غده ی هیپوفیز فعال شده به رشد خود ادامه می دهند .در نهایت رشد یکی از این سلول ها کامل شده،اولین مرحله ی تقسیم میوز در آن تکمیل می گردد و تقریباً 11روز پس از شروع تغییرات سلول جنسی از تخمدان رها می شود.

رها شدن تخمک از تخمدان تخمک گذاری نامیده می شود .

تخمک پس از رها شدن از تخمدان وارد لوله ی رحم می شود که اگر سلول های جنسی مردا یعنی اسپرماتوزوئیدها در مجاورت آن باشندو یک اسپرماتوزوئید بتواند وارد آن شود،دومین مرحله ی تقیسم میوز هم تکمیل شده یک تخمک کامل و بالغ ایجاد می شود که قابلیت تشکیل تخم و جنین را دارد. به این ترتیب دومین مرحله ی تقسیم میوز فقط در صورت ورود اسپرماتوزوئید و لقاح تکمیل می شود.

در حین تقسیم میوز هسته ی سلول به دو نیمه ییکسان تقسیم می شود ولی تقسیم سیتوپلاسم یکسان نیست و تقریباً یکی از دو سلول تمام سیتوپلاسم را دریافت می کند به این ترتیب به دنبال دو مرحله تقسیم میوز،در نهایت یک تخمک بالغ بزرگ و سه سلول کوچک به اسمگویچه های قطبی ایجاد می شوند .اگر لقاح صورت نگیرد،تخمک رها شده برای مدت کوتاهی در داخل لوله ی رحم زنده می ماند و سپس دستخوش تخریب و مرگ می شود.

دستگاه تناسلی زنانه تقریباً تا روز پس از تخمک گذاری تحت تأثیر هورمون های مترشحه از هیپوفیز و تخمدان، کماکان شرایط مناسب برای نگهداری و مراقبت از جنین را حفظ می کند . در صورت عدم لقاح و عدم تشکیل جنین به دنبال کاهش هورمون های ضروری، بخشی از مخاط رحم تخریب و در طی چند روز همراه با مقداری خون از طریق مجاری تناسلی دفع می شود. پس از چند روز مجدداً آندومتر رحم ترمیم شده و رشد می کند و مرحله ی دیگری از تغییرات فوق شروع می شود.

به این ترتیب در دستگاه تناسلی زنانه تغییرات شدیدی با یک تناوب زمانی تقریباً یک ماهه روی می دهد. این تغییرات علاوه بر دستگاه تناسلی موجب تغییرات وسیعی در فیزیولوژی و عملکرد تمام بدن و حتی تغییرات رفتاری می شود.

دومین کار مهم تخمدان تولید و ترشح هورمون های جنسی استروژن و پروژسترون از اوایل دوران جنینی است.

همانگونه که گفته شد مقدار این هورمون ها ثابت نیست و در مراحل مختلف سیکل های ماهانه،تحت تأثیر عملکرد هیپوفیز مقدار آن ها کاهش یا افزایش می یابد.همچنین این هورمون ها بر ساختمان و عملکرد بیشتر اندامهای جنین به ویژه تکوین اندامهای جنسی زنانه اثر زیادی دارد.

لوله ی رحم:لوله ی رحم را لوله ی تخمدان و لوله ی فالوپ هم می نامند.

لوله ای است عمدتاً عضلانی به طول تقریبی ده سانتی متر،با انتهای خارجی شیپور مانند که در مجاورت تخمدان قرار می گیرد و انتهای داخلی آن به رحم متصل می شود به این ترتیب لوله ی رحم مجرایی ارتباطی بین تخمدان و رحم است.

ساختمان دیواره لوله عمدتاً از عضلات صاف تشکیل می شود و سطح داخلی آنازاپیتلیوم پوششی مژکدار است. لوله ی رحم را می توان به سه قسمت شیپور، آمپول، و تنگه تقسیم نمود .

شیپور مانند دهانه ی یک شیپور،وسیع و قیفی شکل و لبه ی آن دارای زوائد برجسته ای است .در زمان تخمک گذاری این زوائد طویل تر شده سطح وسیعی از تخمدان را می پوشاند .به این ترتیب احتمال جذب تخمک به داخل لوله افزایش می یابد.

آمپول که تقریباً نیمی از طول لوله ی رحم را در بر می گیرد وسیع ترین و قطورترین بخش آن است .این بخش در حد فاصل شیپور و تنگه قرار دارد .تماس اسپرماتوزوئیدها باتخمک و عمل لقاح در ناحیه ی آمپول صورت می گیرد و جنین تشکیل شده به وسیله ی ضربان مژکهای پوششی لوله ی رحم به طرف حفره رحم رانده می شود.

داخلی ترین بخش لوله یعنی تنگه، تنگ ترین قسمت است ومانند یک دریچه ی عضلانی،عبور اسپرماتوزوئیدها را از حفره ی رحم به حفره ی لوله ی رحم کنترل می کند .

این ترتیب اسپرماتوزوئیدهای وارد شده به حفره ی رحم در چندین مرحله و در دوره ی زمانی طولانی تری وارد لوله ی رحم می شوند. اسپرماتوزوئیدها پس از ورود به لوله ی رحم دستخوش تغییراتی می شوند که این تغییرات هر چند برای لقاح ضروری است ولی عمر اسپرماتوزوئید را کوتاه می کند .

در نتیجه اسپرماتوزوئیدها در لوله ی رحم در صورت عدم لقاح پس از چند ساعت می میرند. به این ترتیب عبور کنترل شده ی اسپرماتوزوئیدها از تنگه ی لوله ی رحم موجب می شود تا اسپرماتوزوئیدهای ریخته شده در دستگاه تناسلی زنانه تا حدود روز زنده بمانند و قابلیت لقاح داشته باشند.

علاوه بر لقاح مراحل اولیه ی رشد و نمو جنین هم در داخل لوله ی رحم روی می دهد و تقریباً روز پس از لقاح جنین به حفره ی رحم وارد می شود.

رحم: رحم مهم ترین و بزرگترین بخش مجاری تناسلی داخلی زنانه است و به شکل یک توده ی عضلانی گلابی شکل به ابعاد تقریبی 5/9 ×5×6سانتی متر در وسط حفره ی لگن کوچک قرار دارد. انتهای فوقانی حجیم رحم تنه نامیده میشود که به دو طرف آن یک جفت لوله ی رحم متصل می شود.

انتهای باریک تر رحم به نام گردن در پائین به حفره ی واژن راه پیدا می کند حفره ی تنه ی رحم سه گوش است که به دو رأس بالایی طرفی آن لوله های رحم و به رأس پایینی آن حفره ی گردن رحم متصل می شود. حفره ی گردن رحم دوکی شکل است و دو انتهای آن باریک تر است .

راه ارتباطی بین حفره های تنه و گردن، دهانه ی داخلی و محل اتصال حفره ی گردن رحم با حفره ی واژن دهانه ی خارجی نامیده می شود. رحم نسبت به واژن با یک زاویه تقریباً قائمه به طرف جلو چرخیده است که این زاویه،چرخش به جلونامیده می شود.

به علاوه تنه و گردن رحم هم در یک امتداد قرار ندارد و بین آن دو، زاویه ای به طرف جلو و پایین وجود دارد که اصطلاحاً خم شدن به جلو نامیده می شود.

وجود این دو زاویه باعث می شود رحم عملاً روی سطح فوقانی مثانه قرار گیرد و در نتیجه به دنبال تغییر اندازه و شکل مثانه، موقعیت رحم هم تا حدودی تغییر می کند . دیواره ی رحم از داخل به خارج شامل سه لایه است:

لایه ی داخلی به نام آندومتر در واقع همان لایه ی مخاط است که در لابه لای بافت پوششی آن غدد متعددی وجود دارند .این لایه شدیداً تحت تأثیر هورمون های جنسی زنانه است و در حین خونریزیهای ماهانه بخش عمده ی آن تخریب وهمراه با مقداری خون دفع می شود .

لایه ی میانی که مایومتر نامیده می شود ضخیمترین لایه است واز سلولهای عضلانی صاف تشکیل می شود افزایش اندازه و رشد بیشتر رحم هنگام بارداری،ناشی از افزایش اندازه ی سلولهای عضلانی این لایه است

و بالاخره لایه ی خارجی به نام پریمتر از بافت همبندی و صفاق تشکیل می شود که در بعضی نقاط ضخیم ترهستند و رباط های متعددی تشکیل می دهند که عبارتند از : رباط پهن، رباط گرد،رباط تخمدانی، رباط عرضی حقیقی، رباط خلفی و رباط قدامی این رباط ها در نگهداری رحم در جای خود نقش اساسی دارند.

خون رسانی رحم به وسیله ی شاخه هایی از عروق ایلیاک داخلی و عصب دهی آن به وسیله ی اعصاب نخاعی صورت می گیرد. رشته های سمپاتیک از قطعات نخاعی12Tو1L، و رشته های پاراسمپاتیک از قطعات2Sتا 4Sمنشأ گیرند.

واژن : واژن یا مهبل، خارجی ترین بخش مجاری تناسلی داخلی زنانه است وبه شکل یک مجرای لیفی عضلانی به طول تقریبی ده سانتی متر در بین پیشابراه و راست روده قرار دارد.

انتهای فوقانی واژن از طریق دهانه ی خارجی رحم به حفره ی گردن رحم راه پیدا می کند و انتهای تحتانی آن به فضای دهلیز واژن باز می شود بخش واژینال گردن رحم به داخل واژن پیشروی می کند و به این ترتیب انتهای فوقانی واژن به شکل یک گودی کوچک ،دورادور گردن رحم دیده می شود که به آن فورنیکسمی گویند.

یک غشای نازک به نام پرده بکارت دهانه ی تحتانی واژن را می پوشاند. این پرده به اشکال مختلفی دیده می شود و معمولاً دارای یک یا چند سوراخ کوچک است که پس از بلوغ خونریزی های ماهانه از آن خارج می شود هر چند معمولاً با اولین تماس جنسی این پرده همراه با مقداری خونریزی پاره می شود، اما در همه ی موارد وجود یا فقدان این پرده نمی تواند دلیل قاطعی بر بکارت یا عدم بکارت فرد باشد .گاهی به دنبال ضربه یا حرکات شدید این پرده پاره می شود و از آن طرف امکان دارد به علت وجود یک سوراخ بزرگ یا انعطاف پذیری زیاد حتی در صورت تماس جنسی،پرده ی بکارت پاره نشود.

در مواردی که پرده ی بکارت از بافت همبندی متراکم و سخت تشکیل شده باشد تماس جنسی و ورود اندام تناسلی مردانه به داخل واژن نا ممکن و یا بسیار دردناک خواهد بود که برای حل این مشکل گاهی اقدامات جراحی ضرورت پیدا می کند.

در بخش میانی دیواره ی قدامی واژن ودر حد فاصل استخوان شرمگاهی و گردن رحم ناحیه ای وجود دارد به نام نقطه ی( G(G-spot که از حرف اول نام پزشکی آلمانی به اسمگرافن برگرفته شده است . چون ویبرای اولین بار در سال 1951وجود این ناحیه را مطرح کرد این ناحیه که به شکل توده ای به اندازه یک نخود می باشد بسیار تحریک پذیر است و حین نزدیکی جنسی وحرکات اندام تناسلی مردانه در داخل واژن موجب تحریک حسی آن و احساس لذت در زن می گردد. لازم به ذکر است که تحقیقات مختلفی در مورد این ناحیه صورت گرفته که نتایج متفاوت و حتی متضادی به دنبال داشته است ؛طوری که بعضی محققین در وجود این ناحیه تردید دارند و بعضی دیگر فقط در درصد کمی از زنان مورد مطالعه توانستند این ناحیه را مشخص کنند. واژن اصولاً یک مجرای عضلانی است و بیشتر ضخامت دیواره ی آن را عضله ی صاف تشکیل می دهد. سطح داخلی واژن با لایه ای از مخاط پوشیده شده که فاقد غدد ترشحی می باشد و ترشحات داخل واژن به وسیله ی غدد ناحیه گردن رحم تولید می شود. مخاط بخش تحتانی واژن عصب دهی حسی شدیدی دارد وبسیار تحریک پذیراست اما بخش های میانی و فوقانی آن عصب دهی ضعیفی دارد .وقتی واژن تحریک نشده باشد دیواره های جلویی و پشتی آن روی هم می خوابند اما هنگام تحریک جنسی،در انتهای تحتانی واژن،دیواره ها برجسته شده با یکدیگر تماس پیدا می کنند و در بخش های فوقانی واژن دیواره ها کم و بیش از هم دور می شوند و حفره ی واژن باز می شود دیواره ی واژن بسیار انعطاف پذیر است و می تواند تا حد زیادی متسع یا منقبض شود به طوری که حین زایمان عبور نوزاد را ممکن می سازد و از طرف دیگر هنگام نزدیکی جنسی ،قطر آن به اندازه ی قطر اندام تناسلی مردانه در می آید لذابر خلاف تصور عامه اندازه و قطر اندام تناسلی مردانه تأثیر زیادی در لذت جنسی زن ندارد .

فرج ( Vulva)اندامهای تناسلی خارجی زنانه را وولوا می نامند که کلمه ای است یونانی به معنی پوشش و لفاف هوولوا در برگیرنده ی بخش های زیر عانه، لبهای بزرگ و کوچک، دهلیز واژن، کلیتوریس و غدد بارتولی

عانه((Mons pubisمونس کلمه ای است یونانی به معنی بر آمدگی .مونس را Mons venerisهم می نامند که اولی به معنای بر آمدگی عانه یا شرمگاهی و دومی به معنای بر آمدگی ونوسی است( .ونوس نام الهه ی زیبایی و مظهر زنانگی در روم قدیم است مونس پوبیس ناحیه بر آمده ای است در جلوی استخوان شرمگاهی که توده ای از بافت چربی در زیر پوست آن قراردارد پس از بلوغ روی پوست این ناحیه موهای فراوانی رشد می کند همچنین پوست این ناحیه دارای عصب دهی حسی گسترده ای است وبه همین دلیل بسیار تحریک پذیر است و معمولاً تحریک این ناحیه موجب برانگیختگی جنسی قابل توجهی در زن میشود.

لب های بزرگ: لب های بزرگ معادل کیسه ی بیضه در مرد است وبه صورت دو چین پوستی بزرگ حاوی چربی می باشند که بر روی سطح آن ها موی زیادی روییده است و دارای رشته های عصبی، غدد عرق و غدد چربی فراوانی هستند انتهای جلویی لبهای بزرگ در زیر مونس پوبیس و انتهای پشتی آن ها در ناحیه ی پرینه فضای حد فاصل اندام های تناسلی خارجی و مقعد که به آن میان دوراه نیز می گویند )به یکدیگر می رسند وقتی اندام های تناسلی تحریک نشده باشند لب های بزرگ در خط میانی به یکدیگر می چسبند وروی دهانه ی واژن و پیشابراه را می پوشانند و به عبارتی نقش محافظتی برای آنها ایفا می کنند

لب های کوچک:لب های کوچک دو چین پوستی فاقد چربی می باشند که در طرف داخل لب های بزرگ قرار دارند .پوست این لب ها فاقد مو، غدد عرق و غدد چربی است اما عروق خونی و رشته های عصبی فراونی دارد انتهای جلویی لب های کوچک درجلو و بالای کلیتوریس به یکدیگر متصل شده یک چین پوستی در بالای کلیتوریس تشکیل می دهند به نام کلاهک کلیتوریس یا پیش پوست کلیتوریس که بخش زیادی از کلیتوریس رامی پوشاند .انتهای پشتی لب های کوچک هم کمی جلوتر از ناحیه ی پرینه به یکدیگر متصل می شوند و به این ترتیب بین لب های کوچک دو طرف فضایی محصور می شود به نام دهلیز واژن دهلیز واژن علاوه بر دهانه ی واژن و پیشابراه، کلیتوریس و مجاری غدد بارتولین را هم در بر می گیرد کلیتوریس (بظر )کلیتوریس از نظر جنین شناسی مشابه و معادل اندام تناسلی مردانه است ودر بخش جلویی دهلیز واژن قرار دارد بخش پشتی کلیتوریس که ثابت و بی حرکت است ریشه و بخش جلویی آن تنه نامیده می شود ریشه شامل دو ستون طرفی متصل به استخوان لگن و یک بخش میانی متسع به اسم بولب است .

بولب به وسیله مجرای واژن به دو نیمه تقسیم می شود هر سه بخش گفته شده در بر گیرنده ی بافت نعوظی می باشند انتهای جلوئی ستون ها و بولب کلیتوریس در ناحیه ی تنه در مجاورت یکدیگر قرار می گیرند وسه توده ی استوانه ای شکل از بافت نعوظی را تشکیل می دهند که تنه ی کلیتوریس را می سازند انتهای جلویی کلیتوریس به طرف پایین خم شده رأس آن به شکل یک تکمه برجسته ی مدور و قرمز رنگ در بخش جلویی دهلیز واژن ظاهر می شود که حشفهرا تشکیل می دهد یک چین پوستی مشتق از لبهای کوچک به اسم کلاهک یا پیش پوست، بخش عمده ی کلیتوریس را می پوشاند، به طوری که در اندامهای تناسلی خارجی زنانه فقط گلنس کلیتوریس دیده می شود کلیتوریس علاوه بر عروق خونی فراوان،رشته های عصبی گسترده ای داردوبه همین دلیل قابلیت تحریک پذیری فراوانی داشته ودر بر انگیختگی جنسی زن نقش اساسی دارد.

غدد بارتولین: غدد بارتولن یک جفت غده ی بزرگ زیر پوست اندامهای تناسلی خارجی می باشند که مجرای آن ها به سطح داخلی لبهای کوچک در طرفین دهانه ی واژن باز می شود و ترشحات آن ها موجب خیس و مرطوب شدن سطح داخلی لب های کوچک درهنگام تحریک جنسی می گردد دستگاه جنسی مردانه دستگاه جنسی مردانه شامل بیضه ها، مجاری تناسلی و اندام تناسلی است دستگاه جنسی مردانه در مقایسه با دستگاه جنسی زنانه بهتر قابل مشاهده است مهم ترین تفاوت دستگاه جنسی مردانه و زنانه این است که مجاری تناسلی و ادراری زن کاملاً از هم مجزا می باشند ولی در مرد بخش انتهایی این دو سیستم به یک مجرای واحد ختم می گردند، به این ترتیب اندام تناسلی مردانه بر خلاف واژن و کلیتوریس در دفع ادرار هم نقش دارد.

اندام تناسلی مردانه:

اندام تناسلی مردانه که در زبان انگلیسی پنیس1نامیده می شود، از نظر فیزیولوژیک و عملکرد هیچ نقشی در تولید و ترشح هورمون ها و سلولهای جنسی مردانه ندارد، اما از نظر ظاهری و روانی مهم ترین بخش دستگاه جنسی مردانه را تشکیل می دهد .پنیس بر خلاف واژن و کلیتوریس علاوه بر دستگاه جنسی، بخش مهمی از دستگاه ادراری هم می باشد، زیرا بخش اسفنجی پیشابراه در داخل آن قرار دارد .از نظر جنین شناسی پنیس معادل کلیتوریس در زن بوده و مانند آن شامل بخش های ریشه، تنه و گلنس می باشد .بخش پشتیپنیس که در سطح تحتانی لگن و در ناحیه یپرینه قرار دارد، ریشه نامیده می شود .ریشه ثابت و بی تحرک است وشامل سه قسمت می باشد :یک جفت توده استوانه ای متشکل از بافت نعوظی به نام ستون که به استخوان های لگن متصل است؛یک توده حجیم میانی به اسم بولب که اتصال استخوانی ندارد وسطح فوقانی آن به دیافراگم یوروژنیتال متصل می شود .ستون های اندام تناسلی به طرف جلو و داخل امتدادمی یابند وبه شکل یک جفت توده استوانه ای مجاور هم به اسم اجسام غاری وارد تنه می شوند .بولب هم به طرف جلو امتدادیافته به شکل یک توده استوانه ای شکل به اسم جسم اسفنجی وارد تنه می شود .در تنه جسم اسفنجی در سطح تحتانی اندام تناسلی و در شیار بین دو جسم غاری قرار می گیرد بخش انتهایی جسم اسفنجی حجیم و متسع شده حشفه یا گلنس را تشکیل می دهد، در حالی که بخش انتهایی اجسام غاری به تدریج کوچکتر و باریکتر شده در گودی قاعده گلنس قرار می گیرند.

همان گونه که گفته شد اجسام غاری و اسفنجی از بافت نعوظی تشکیل شده اند این بافت مجموعه ای از عروق و حجرات خونی استدر حالت معمولی این حجرات تقریباً خالی از خون بوده روی هم می خوابند، اما در صورت تحریک جنسی،ورود خون به این حجرات افزایش و خروج آن کاهش می یابد و خون در داخل حجرات تجمع می یابد این امر موجب افزایش حجم و تورم بافت می شود، که به این حالت نعوظ می گویند تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک و مهار سیستم عصبی سمپاتیک موجب ایجاد تغییرات عروقی منتج به نعوظ می شود، بنابراین علاوه بر تحریکات حسی ناحیه یاندامهای تناسلی، تحریک دیگر حواس فرد همچون حواس بینایی، شنوایی، بویایی و همینطور وضعیت روحی روانی فرد نیز از طریق ارتباطات عصبی موجود در مغز، در کنترل نعوظ دخیل می باشند یک جفت عضله به اسم عضلات ایسکیوکاورنوسوس ستون و جسم غاری پنیس را می پوشاند انقباض این عضلات نیز با فشردن بافت نعوظی داخل ستون و جسم غاری از خروج خون جلوگیری کرده موجب تشدید نعوظ می شود همچنین یک عضله یمیانی به اسم بولبواسپونژیوسوس، بولب و جسم اسفنجی پنیس را می پوشاند که انقباض آن با فشردن پیشابراه به خروج محتویات آن کمک می کند .در حین انزال،انقباض ریتمیک این عضله موجب خروج جهشی و متناوب مایع منی می شود .شاخه هایی از شبکه ی عصبی ساکرال انقباض این عضلات را کنترل می کندهمانگونه که در مبحث دستگاه تناسلی زنانه توضیح داده شد کلیتوریس هم ساختمانی مشابه پنیس دارد با این تفاوت که اولاً بولب به وسیله مجرای واژن به دو نیمه تقسیم می گردد، و دوم اینکه کلیتوریس فاقد پیشابراه می باشد در حالیکه در مرد،بخش اسفنجی پیشابراه از داخل پنیس عبور می کند پیشابراه سطح فوقانی بولب پنیس را سوراخ کرده وارد آن می شود و سپس به طرف جسم اسفنجی امتداد می یابد بخش انتهایی پیشابراه هنگام عبور از ضخامت گلنس کمی متسع شده حفره ی ناوی یا انتهایی را تشکیل می دهد با توضیحاتی که داده شد می توان پیشابراه را در مرد به سه بخش تقسیم نمود  بخش اول که از ضخامت پروستات عبور می کند پیشابراه پروستاتی بخش دوم که از ضخامت دیافراگم یوروژنیتال عبور می کند پیشابراه غشایی، و بالاخره بخش سوم که از ضخامت بولب، جسم اسفنجی و گلنس پنیس عبورمی کند، پیشابراه اسفنجی نامیده می شود پیشابراه دارای دو اسفنکتر داخلی و خارجی است که همچون دریچه ای عضلانی از خروج ادرار جلوگیری می کنند اسفنکتر داخلی پیشابراه که اسفنکتر مثانه هم نامیده می شود و به شکل مجموعه ای از رشته های عضلانی حلقوی در ابتدای پیشابراه پروستاتی یعنی در محل اتصال مثانه و پیشابراه قرار داشته وعضله ای غیر ارادی است اسفنکتر داخلی در مرد مشخص تر است و علاوه بر جلوگیری از خروج ادرار، هنگام انزال از حرکت مایع منی به طرف مثانه هم جلوگیری می کند اسفنکتر خارجی در واقع بخشی از رشته های عضلانی دیافراگم یوروژنیتال است که پیشابراه غشایی را احاطه می کند این اسفنکتر کاملاً ارادی بوده و در جلوگیری از خروج ادرار نقش اساسی دارد .بنابراین در حین دفع ادرار هر دو اسفنکتر پیشابراه شل و در حال استراحت هستند، در حالیکه در حین انزال اسفنکتر خارجی در حال استراحت و اسفنکتر داخلی در حین انقباض می باشد شاخه ای از شبکه ی عصبی ساکرال به اسم عصب شرمگاهی انقباض اسفنکت خارجی را کنترل می کند، در حالیکه اسفنکتر داخلی تحت کنترل سیستم عصبی خود کار بوده و رشته های سمپاتیک موجب انقباض و رشته های پاراسمپاتیک موجب شل شدن و استراحت آن می شود در محل اتصال تنه و گلنس چین پوستی بزرگی تشکیل می شود به نام پیش پوست که بدون اینکه مستقیماً با سطح گلنس اتصالداشته باشد به شکل یک کلاهک مخروطی شکل آن را میهنگام نعوظ و افزایش حجم پنیس، این چین پوستی عقب کشیده شده،گلنس آشکار می شود ولی در بقیه ی مواقع کاملاً گلنس را می پوشاند و تنها در رأس آن سوراخی وجود دارد که ادرار از طریق آن خارجمی شود در همه ینواحی گلنس به غیر از سطح تحتانی آن می توان این چین پوستی را از سطح گلنس جداکرد و آن را عقب کشید، ولی در سطح تحتانی پیش پوست به وسیله ییک چین پوستیسه گوش به نام فرنولوم به محل تلاقی تنه و گلنس می چسبد پیش پوست و به ویژه ناحیه فرنولوم دارای عصب دهی حسی گسترده ای است واز نظر جنسی قابلیت تحریک پذیری شدیدی دارد در عمل جراحی ختنه تمام پیش پوست به غیر از فرنولوم بریده می شود، که در نتیجه پوشش گلنس برداشته می شود در عمق پوست و لایه ی زیر پوست، لایه ای از بافت همبندی متراکم به اسم فاسیای باکه همچون غلافی تمام تنه پنیس را در بر می گیرد یک جفت رباط به اسم رباط های آویزان کننده و فوندیفورم از سطح جلویی بخش تحتانی دیوارَه شکم و استخوان شرمگاهی و در لابلایبافت همبندی زیر پوست به طرف پنیس امتداد یافته وبا در بر گرفتن تنه ی پنیس به نگهداری آن در محل خود کمک می کند .به علت متغیر بودن اندازه، شکل و قوام تنه ی پنیس در حالتهای مختلف، این رباط ها نقش دینامیک مهمی را به عهده دارند  پوشاند.

خون رسانی پنیس عمدتاً به وسیله شاخه هایی از عروق ایلیاک داخلی به نام عروق شرمگاهی داخلی و عصب دهی آن عمدتاً به وسیله شاخه ای از شبکه ی عصبی ساکرال به اسم عصب شرمگاهی صورت می گیرد. .